اخرين مطالب
» گزارش تصویری اردوی تفریحی طلاب حفظ تابستان 1403
» گزارش تصویری مراسم اختتامیه کلاسهای دوره تابستانه
» مراسم اختتامیه کلاسهای دوره تابستانه
» گزارش تصویری همایش علمی اصول حاکم بر سیره نبوی
» همایش علمی اصول حاکم بر سیره نبوی
» ام ابیها
» اسماعیل هنیه
» ام عماره
» شیخ محمد علی خالدی
» اقامه نماز میت غایب برای مرحوم شیخ محمد علی خالدی سلطان ...
» گزارش تصویری مراسم اختتامیه کلاسهای دوره تابستانه
» مراسم اختتامیه کلاسهای دوره تابستانه
» گزارش تصویری همایش علمی اصول حاکم بر سیره نبوی
» همایش علمی اصول حاکم بر سیره نبوی
» ام ابیها
» اسماعیل هنیه
» ام عماره
» شیخ محمد علی خالدی
» اقامه نماز میت غایب برای مرحوم شیخ محمد علی خالدی سلطان ...
پیوندهای مرتبط
مطالب پربیننده





معاونت علمی

معاونت اجتماعی

معاونت قرآنی

آپارات

مدرسه حج هرمزگان

https://www.instagram.com/esmaeelyeh.shaykhan

با حضور شیخ عبدالرحیم خطیبی و شیخ محمد صالح امینی
صاحبان دو باغ | قصه های قرآنی | 7 آبان 1394 |
![]() مناظرهی ثروتمند سرمست و مؤمن خیرخواه هدف قرآن از بیان مناظرهی فوق پند و عبرت است و بیانگر سرانجام زشتِ کفر و تکبر میباشد. و به صاحبان مقام و سلطه و ثروتمندان مغرور میگوید که ارزشها و معیارهایی فانی این جهان پایدار و معتبر نیستند، و نباید به آنها نازید، بلکه ایمان و اعمال صالح ارزشهای باقی هستند، و به خدا باید نازید، و به وسیلهی ایمان باید خود را نیرومند و معزز گردانید. معرفی ثروت و قدرت متکبر (﴿وَاضْرِبْ لَهُمْ مَثَلًا رَجُلَیْنِ جَعَلْنَا لِأَحَدِهِمَا جَنَّتَیْنِ مِنْ أَعْنَابٍ وَحَفَفْنَاهُمَا بِنَخْلٍ وَجَعَلْنَا بَیْنَهُمَا زَرْعًا ٭ کِلْتَا الْجَنَّتَیْنِ آتَتْ أُکُلَهَا وَلَمْ تَظْلِمْ مِنْهُ شَیْئًا وَفَجَّرْنَا خِلَالَهُمَا نَهَرًا ٭ وَکَانَ لَهُ ثَمَرٌ﴾)؛ ای پیامبر برای آنان داستانی بیان کن، داستان دو مرد را که ما به یکی از آن دو (کافر ثروتمند را این نعمتها داده بودیم)،: ۱. دو باغ از درختان انگور دادیم، ۲. گرداگرد باغها را با درختان خرما احاطه کردیم، ۳. در میان دو باغ زراعتی قرار دادیم، ۴. هر دو باغ میوه و محصول وافر میدادند و چیزی از آن فرو گذار نمیکردند، ۵. و ما در میان آنها رودبار بزرگی برجوشاندیم، ۶. (صاحب این دو باغ) ثمرهی بزرگی (از اموال و اولاد و ...) داشت. طبیعت مادی و کوتاه فکری آن (﴿فَقَالَ لِصَاحِبِهِ وَهُوَ یُحَاوِرُهُ أَنَا أَکْثَرُ مِنْکَ مَالًا وَأَعَزُّ نَفَرًا﴾)؛ ثروتمند متکبر با مؤمنان به جدال و خصومت میپردازد و خود را برتر میشمارد و مدار سعادت را کثرت مال، اولاد و سلطه میداند، و دارایی خود را از کمال و لیاقت و هنر خود میداند و آن را به فضل خدا نسبت نمیدهد، و همچون قارون میگوید: (﴿إِنَّمَا أُوتِیتُهُ عَلَى عِلْمٍ عِنْدِی﴾) [القصص: ۷۸]، و غایت آرزوی فجار در دنیا کثرت مال و نیرو است و به سبب آن خدا را فراموش کرده و قولاً یا عملاً برپا شدن رستاخیز را انکار میکند و مرکز سلطه و ثروت خود را جنت خود میداند و از اسباب مخفی و ارادهی الهی و قدرت او غافل است، قرآن نسبت به متکبر مذکور میگوید: (﴿وَدَخَلَ جَنَّتَهُ وَهُوَ ظَالِمٌ لِنَفْسِهِ قَالَ مَا أَظُنُّ أَنْ تَبِیدَ هَذِهِ أَبَدًا ٭ وَمَا أَظُنُّ السَّاعَهَ قَائِمَهً وَلَئِنْ رُدِدْتُ إِلَى رَبِّی لَأَجِدَنَّ خَیْرًا مِنْهَا مُنْقَلَبًا﴾) [الکهف : ۳۵ ، ۳۶]؛ در باغ خود داخل شد در حالی که به سبب کفر، تمرد و انکار معاد بر خود ستم کرده بود (ونگاهی به درختان پرمیوه و خوشههای پردانه و زمزمهی رودبار انداخت) گفت: گمان نمیکنم هرگز این بوستان نابود شود. و گمان نمیکنم که قیامت برپا شود، اگر هم به فرض قیامتی باشد و) من به سوی پروردگارم برگردانده شوم، بازگشتی بهتر از آن باغها خواهم یافت. حاصل آیات این است که متکبر گفت: فی الحال زندگی مرفهای دارم و برنامهی اقتصادی و کشاورزی خود را چنان تنظیم کردهام که فکر نمیکنم این باغها فنا شود و نسبت به جهان آخرت اولاً من عقیده به قیامت ندارم، ثانیاً اگر قیامتی در کار باشد، باز هم سرانجام بهتری خواهم یافت و نیاز به ایمان و عمل صالح نیست و به حسب فطرت و قانون طبیعت نیکبختان در هر حال و هر جا اسباب رفاه و خوشی برایشان فراهم میشود و اگر این دارایی از جانب خدا باشد، پس خدا از عملکرد من راضی است، بدین سبب مرا در رفاه قرار داده؛ پس این علامت است بر آن که در آخرت هم من مورد توجه و عنایت قرار میگیرم و فراتر و بالاتر میگردم. سخنان مؤمن ناصح مؤمن داعی در مقابل حق تسامح و تساهل نمیکند، بلکه از حق دفاع کرده و طرفدار آن است و حتى با دوست متکبر و سرمست خود مقابله و مبارزه میکند و او را اینگونه نصیحت میکند. (﴿قَالَ لَهُ صَاحِبُهُ وَهُوَ یُحَاوِرُهُ أَکَفَرْتَ بِالَّذِی خَلَقَکَ مِنْ تُرَابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَهٍ ثُمَّ سَوَّاکَ رَجُلًا﴾)؛ دوست مؤمن او در حالی که با او گفتگو میکرد، گفت: آیا کافر شدی به آن خدایی که تو را از خاک ناچیز، و سپس از نطفهی بی ارزشی آفریده است و بعد از آن تو را مرد کاملی ساخت؟ (یعنی تو ای آفریده! دلیل بر وجود آفریدگار هستی و دلیل بر رستاخیز هستی.) الله تعالى در آیهی دیگری میفرماید: (﴿کَیْفَ تَکْفُرُونَ بِاللهِ وَکُنْتُمْ أَمْوَاتًا فَأَحْیَاکُمْ ثُمَّ یُمِیتُکُمْ ثُمَّ یُحْیِیکُمْ ثُمَّ إِلَیْهِ تُرْجَعُونَ﴾) [البقره/۲۸]. (مؤمن با صراحت و قاطعیت، بدون پچ پچ و من من گفت: من با تو هم عقیده نیستم؛) (﴿لَکِنَّا هُوَ اللَّهُ رَبِّی وَلَا أُشْرِکُ بِرَبِّی أَحَدًا﴾)؛ لیکن من اعتقاد دارم که الله پروردگار من است و من کسی را انباز پروردگارم نمیسازم. ریشهی امراض کافر سرمست مؤمن در آیهی بعدی به او میگوید که چون تو اموال، نفرات و دارایی خود را فضل و نعمت الهی نمیدانی و آن را به خالق اسباب نسبت نمیدهی، بدین خاطر از خدا و حمد و شکر او فراموش هستی و عُجب و بزرگبینی در تو موج میزند. ![]() روح سورهی کهف (﴿وَلَوْلَا إِذْ دَخَلْتَ جَنَّتَکَ قُلْتَ مَا شَاءَ اللهُ لَا قُوَّهَ إِلَّا بِاللهِ إِنْ تَرَنِ أَنَا أَقَلَّ مِنْکَ مَالًا وَوَلَدًا﴾)؛ و وقتی که وارد باغ شدی، چرا نگفتی: مَا شَاءَ اللهُ لَا قُوَّهَ إِلَّا بِاللهِ (این همه نعمت از فضل مشیت خدا) آنچه خدا خواسته شده است، نیست هیچ توانایی مگر جز از ناحیهی قدرت و مشیت الله. استنباط سلف از آیهی فوق علمای سلف میگویند: چون انسان از حال، مال و اولاد خود خوشش بیاید، فوراً طبق ارشاد مؤمن بگوید: مَا شَاءَ اللهُ لَا قُوَّهَ إِلَّا بِاللهِ. و مانند کافر خودبینانه و مغرورانه نگوید: ﴿(مَا أَظُنُّ أَنْ تَبِیدَ هٰذِهِ أَبَدًا﴾). الله تعالى در همین سوره چند آیه قبل از این به پیامبر و هر مسلمان توصیه میکند که هر تصمیم و ارادهی خود را مشروط به مشیت الله قرار دهید و اختیار کلی و قوت را به الله نسبت دهید؛ چنانکه میفرماید: ﴿(وَلَا تَقُولَنَّ لِشَیْءٍ إِنِّی فَاعِلٌ ذَلِکَ غَدًا ٭ إِلَّا أَنْ یَشَاءَ اللَّهُ وَاذْکُرْ رَبَّکَ إِذَا نَسِیتَ﴾) [کهف/۲۳، ۲۴]؛ درباره هیچ چیز (بدون مقترن کردنِ سخن به مشیّت خدا) مگو که فردا آن را انجام میدهم. (مگر این که بگوئی:) اگر خدا بخواهد (فردا چنین و چنان کنم. چرا که تا اراده او نباشد چیزی و کاری انجام نمیپذیرد). و چون دچار فراموشی شدی (و إِن شَاءَ الله را نگفتی، همین که به یادت آمد)، پروردگارت را به خاطر آور و (إِن شَاءَ الله را بگو ، تا گذشته را جبران بکنی و همیشه دلت با خدا باشد). بت پرستی عصر حاضر استاد سید ابوالحسن ندوی رحمه الله میگوید: کافر مذکور در اسباب مادی مرتکب شرک شده بود، او اینطور فهمید که تمام خوشحالی و دولت همین اسباب ظاهری هستند و این ثمره و احسان آن است، خدا را فراموش، و تصرف و تأثیر او را انکار کرد. این همان شرکی است که تمدن جدید مادی به آن مبتلا است. اسباب طبیعی، مادی و فنی و متخصصین در آن را درجهی خدایی داده، و انسان عصر حاضر تمام زندگی خود را به رحم و کرم آنها وابسته میداند. او عقیده دارد که حیات و مرگ، کامیابی و ناکامی، اقبال، ادبار، خوش نصیبی و بد نصیبی در دست آنهاست، پرستش و تقدیس اسباب مادی و نیروهای تکوینی و اعتماد کلی بر متخصصین و درجهی خدایی دادن به آنها وثنیت جدید و شرک نوینی است که به بت پرستی قدیم ـ که هنوز آثار و حامیان آن به کثرت موجوداند ـ اضافه شده است. این نوع شرک ضد ایمان و عبدیت است، این همان بت پرستیای است که سورهی کهف با آن مقابله میکند.[۱] آرزوی مؤمن خیر آخرت است؛ نه دنیا (﴿إِنْ تَرَنِ أَنَا أَقَلَّ مِنْکَ مَالًا وَوَلَدًا﴾)؛ (مؤمن به او گفت:) اگر میبینی که از نظر مال و فرزند از تو کمترم، اما امید است که پروردگارم بهتر از باغ تو را (در جهان آخرت) به من بدهد. هر چه دارد جهان بیبنیاد / مشت خاکیست در قلمرو باد هشدار و التیماتم مؤمن به کافر مؤمن به کافر میگوید: اگر تو بر این عقیده و سرمستی باشی، پس بدان: (﴿وَیُرْسِلَ عَلَیْهَا حُسْبَانًا مِنَ السَّمَاءِ فَتُصْبِحَ صَعِیدًا زَلَقًا ٭ أَوْ یُصْبِحَ مَاؤُهَا غَوْرًا فَلَنْ تَسْتَطِیعَ لَهُ طَلَبًا﴾)؛ (پروردگار من) بر باغ تو عذابی از آسمان میفرستد و این باغ تو به سرزمین هموار و بی گیاه لختی (که پا در آن میلغزد) تبدیل میشود یا اینکه آب آن باغ فرو میریزد به گونهای که هرگز نتوانی آن را بیابی. پس از اتمام حجت نتیجهی زشت کفر ظاهر میشود الله تعالى به وسیلهی دعوت مؤمن بر کافر اتمام حجت نمود تا در روز قیامت برای او بهانهای نماند؛ اما کافر پندهای مؤمن را نپذیرفت، در نتیجه از هر طرف آفت و بلا، شبانه تمام داراییاش را احاطه کرد. الله تعالى میفرماید: (﴿وَأُحِیطَ بِثَمَرِهِ﴾)؛ و عذاب میوه و داراییاش را احاطه کرد. افسوس و پشیمانی کافر پس از نزول عذاب (﴿فَأَصْبَحَ یُقَلِّبُ کَفَّیْهِ عَلَى مَا أَنْفَقَ فِیهَا وَهِیَ خَاوِیَهٌ عَلَى عُرُوشِهَا وَیَقُولُ یَا لَیْتَنِی لَمْ أُشْرِکْ بِرَبِّی أَحَدًا﴾)؛ پس بامدداد کرد و دو دست خود را از روی حسرت به هم میمالید به خاطر هزینههایی که صرف آن کرده بود، در حالی که باغهای انگور بر داربستها فرو تپیده بود و میگفت: ای کاش! کسی را انباز پروردگارم نمیکردم. درماندگی کافر پس از نزول عذاب (﴿وَلَمْ تَکُنْ لَهُ فِئَهٌ یَنْصُرُونَهُ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَمَا کَانَ مُنْتَصِرًا ٭ هُنَالِکَ الْوَلَایَهُ لِلَّهِ الْحَقِّ هُوَ خَیْرٌ ثَوَابًا وَخَیْرٌ عُقْبًا﴾)؛ او گروهی را جز خدا نداشت که او را یاری دهند (نه هواداران، نه اولاد و نه معبود باطل) و خود او انتقام نگرفت؛ در اینجا ثابت شد که مشیت، حکم و قدرت ویژهی خدای بر حق است؛ او (در قبال اعمال صالح) بهترین پاداش دارد و بهترین عاقبت و جزا را فراهم میسازد. ........................................................................ نویسنده: عبدالحکیم سیدزاده [اقتباس از تفسیر مختصر ابن کثیر و تفسیر عثمانی.] ........................................................................ [۱] . خطبات علی میان: ۷/۲۹۹. |
|
|
بخش اصلی
موضوعات سايت
دانشنامه جزیره قشم (48)
پاورپوینت (3)
دروس صوتی (2)
کلاس تفسیر شیخ خطیبی (5)
بروشور (3)
معاونت قرآنی (30)
معاونت اجتماعی (82)
معاونت علمی (74)
مدرسه حج روحانیون (40)
مجموعه تصاویر آموزشی (13)
مجموعه قواعد فقهی (2)
معادشناسی (22)
کتابخانه (55)
آشنایی با مساجد جهان (72)
اناشید اسلامی (194)
مسابقه پیامکی (34)
خبرها (629)
خطبه و سخنرانی (95)
نماهنگ (26)
نرم افزار شیخان (15)
آشنایی با ادیان و فرقه ها (23)
قصه های قرآنی (46)
اهل بیت رسول (17)
احادیث روزانه (317)
صحابه و صحابیات رسول (82)
مجله شیخان (121)
پرسش و پاسخ (12)
دیوان علامه اسماعیل (5)
سیمای بزرگان (32)
آلبوم عکس (146)
مشاهیر اهل سنت جنوب (23)
مقالات (470)
































نظرسنجی
نظرشما در مورد سایت؟ |

آمار بازدیدکنندگان
جستجو در سایت
![]()
|
![]() |



