« وَمَا كَانَ الْمُؤْمِنُونَ لِيَنْفِرُوا كَافَّةً فَلَوْلَا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طَائِفَةٌ لِيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ وَلِيُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذَا رَجَعُوا إِلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُونَ » مـؤمنان را نسزد كه همگي بيرون روند (‌و براي فراگرفتن معارف اسلامي عازم مراكز علمي اسلامي بشوند)‌. بـايد كـه از هر قوم و قبيله‌اي‌، عدّه‌اي بروند (‌و در تـحصيل علوم ديني تلاش كنند) تا با تعليمات اسلامي آشنا گردند، و هنگامي كه به سوي قوم و قبيلۀ خود برگشتند (‌به تعليم مـردمـان بـپردازنـد و ارشـادشان كنند و) آنـان را (‌از مخالفت فرمان پروردگار) بترسانند تا خودداري كنند

اشعاری در وصف جزیره قشم و علما و بزرگان آن | مجله شیخان 26 اسفند 1391
خدا را شکر می گویم که از فرزند کاوانیم ............... بنی کاوان را از قوم و نسل خویش میدانیم
اگرچه سالها بگذشت وما از هم جدا گشتیم ........... ولی این را همی دانیم که با هم یار و اخوانیم
جزیره مسکن ما بود و با هم زندگانیها ................... بسی کردیم و اکنون هم به شهر قشم اسکانیم
طویله نام معروفش که در تاریخ مذکور است ............ واکنون قشم می خوانند وما آنرا جسم دانیم
وطن ای زادگاه من تو زیبای نگاه من ..................... تو روشن هم چو ماه من تو را هر دم نگهبانیم
گر آید دشمن دون از سر حقد و حسد روزی ............ مجال از وی بگیریم و به میدانش فراخوانیم
همه مدیون اخلاق بزرگانیم و مردانی ................... که بر ما منتی دارند وزایشان ره نمایانیم
بزرگانی که در تاریخ ما آوازه ها دارند .................... و پیوندی چنان محکم چو رگ در جسم و در جانیم
مشایخ جمع بسیاری در این خاک وطن مدفون ......... همه نام آور و مشهور وما جانها بقربانیم
اگر امروز می بینی فضیلت های گوناگون ............... بود مرهون جهد و جد مردانی که ما دانیم
سرآغاز بزرگانند واهل علم و عرفانند ................... و در دلها مکان دارند وما را خیر خواهانیم
بسی نام آور و مشهور و در علم و ادب مقدور ......... و ما مدیون آنها وین یکی شیخ عبدالرحمانیم
و آن دیگر که فحل علم و دانش بود و دانشمند ......... مسمی نام شیخان بود و از اهل گیاهدانیم
گر از زنجیره ی آل کمال آید سخن بر لب ................ همه قطب زمان خویش و دریای خروشانیم
محمد شیخ نابینا و دیگر شیخ ما یحیی ................ مدارس شان همه احیا چراغ دین فروزانیم

..............................
برگرفته از کتاب دیوان رضوانی
تألیف : شیخ صالح عبدالله رضوانی
بازديد:1776| نظر(0)

نظرسنجی

عالي
خوب
متوسط
می پسندم


آمار بازدیدکنندگان
جستجو در سایت