اخرين مطالب
» گزارش تصویری اردوی تفریحی طلاب حفظ تابستان 1403
» گزارش تصویری مراسم اختتامیه کلاسهای دوره تابستانه
» مراسم اختتامیه کلاسهای دوره تابستانه
» گزارش تصویری همایش علمی اصول حاکم بر سیره نبوی
» همایش علمی اصول حاکم بر سیره نبوی
» ام ابیها
» اسماعیل هنیه
» ام عماره
» شیخ محمد علی خالدی
» اقامه نماز میت غایب برای مرحوم شیخ محمد علی خالدی سلطان ...
» گزارش تصویری مراسم اختتامیه کلاسهای دوره تابستانه
» مراسم اختتامیه کلاسهای دوره تابستانه
» گزارش تصویری همایش علمی اصول حاکم بر سیره نبوی
» همایش علمی اصول حاکم بر سیره نبوی
» ام ابیها
» اسماعیل هنیه
» ام عماره
» شیخ محمد علی خالدی
» اقامه نماز میت غایب برای مرحوم شیخ محمد علی خالدی سلطان ...
پیوندهای مرتبط
مطالب پربیننده





معاونت علمی

معاونت اجتماعی

معاونت قرآنی

آپارات

مدرسه حج هرمزگان

https://www.instagram.com/esmaeelyeh.shaykhan

با حضور شیخ عبدالرحیم خطیبی و شیخ محمد صالح امینی
بشارت جنت براى كسى كه از يقين و صميم قلب شهادت بدهد كه: معبودى جز خدا نيست | احادیث روزانه | 23 ارديبهشت 1392 |
![]() مسلم از ابوهريره - رضي الله عنه - روايت نموده، كه گفت: ما در اطراف رسول خداص نشسته بوديم، ابوبكر و عمر (رضى اللَّه عنهما) نيز با چند نفر ديگر همراهمان حضور داشتند. پيامبر خدا ص از ميان ما برخاست، و در بازگشت تأخير نمود. ترسيديم كه به دور از چشم ما گرفتار شده باشد، و بنابر همين خوف برخاستيم، و من نخستين كسى بودم كه ترسيدم، و در طلب و جستجوى رسول خداص بيرون رفتم، تا اين كه به بستانى از انصار كه مال بنى نجار بود آمدم. (در) اطراف آن دور زدم كه آيا دروازه اى برايش مى يابم؟ ولى نيافتم، ناگهان به جويبارى برخوردم كه از چاهى از بيرون، داخل بستان مى شد. خود را جمع نمودم و به نزد رسول خداص رسيدم. فرمود: «ابوهريره؟» پاسخ دادم: بلى اى رسول خدا! پرسيد: «چه كار دارى؟» گفتم تو در ميان ما بودى، برخاستى و تاخير نمودى، بنابراين ترسيديم كه دور از ما و به تنهايى گرفتار شده باشى، و من نخستين كسى بودم كه ترسيدم، و به اين بستان آمدم، و خود را چنانكه روباه جمع مى كند جمع نمودم و داخل شدم، و مردمان هم پشت سر هم هستند. فرمود: «اى ابوهريره - و هر دو كفش هاى خود را به من داد - ، و گفت: با اين دو كفش هايم برو، و با هر كه در پشت اين بستان روبرو شدى كه وى شهادت مى دهد، به اين كه معبودى جز خدا نيست، و از قلب به آن يقين دارد، به جنت بشارتش بده». آن گاه نخستين كسى كه با من روبرو گرديد عمر - رضي الله عنه - بود، گفت: اى ابوهريره، اين دو نعل براى چيست؟ گفتم: اين همان نعل هاى رسول خدا ص هستند، مرا با آن دو فرستاده است كه با هر كه روبرو شدم كه از صميم و يقين قلب شهادت مى دهد كه معبودى جز خدا وجود ندارد، به جنت بشارتش دهم. آن گاه عمر - رضي الله عنه - (با دست خود) به ميان هر دو سينه ام زد، در جا نقش زمين شدم، و گفت: اى ابوهريره برگرد، من به طرف رسول خدا ص برگشتم، و در حالى كه مى گريستم به وى پناه بردم، وى در ميان هر دو سينه ام چنان ضربه اى زد كه نقش زمين شدم، و گفت: برگرد. پيامبر خدا ص فرمود: «اى عمر، چه چيزى تو را به اين كار وادار نمود؟» پاسخ داد: اى رسول خدا، پدر و مادرم فدايت، آيا ابوهريره را با هر دو نعلت فرستادى، كه با هر كه روبرو شود كه از يقين و صميم قلب شهادت مى دهد، كه معبودى جز خدا نيست، او را به جنت بشارت بدهد؟ گفت: «بلى»، عمر گفت: اين كار را مكن، چون مى ترسم مردم بر آن اعتماد نمايند، بگذارشان عمل كنند، رسول خدا ص فرمود: «پس بگذارشان». |
|
|
بخش اصلی
موضوعات سايت
دانشنامه جزیره قشم (48)
پاورپوینت (3)
دروس صوتی (2)
کلاس تفسیر شیخ خطیبی (5)
بروشور (3)
معاونت قرآنی (30)
معاونت اجتماعی (82)
معاونت علمی (74)
مدرسه حج روحانیون (40)
مجموعه تصاویر آموزشی (13)
مجموعه قواعد فقهی (2)
معادشناسی (22)
کتابخانه (55)
آشنایی با مساجد جهان (72)
اناشید اسلامی (194)
مسابقه پیامکی (34)
خبرها (629)
خطبه و سخنرانی (95)
نماهنگ (26)
نرم افزار شیخان (15)
آشنایی با ادیان و فرقه ها (23)
قصه های قرآنی (46)
اهل بیت رسول (17)
احادیث روزانه (317)
صحابه و صحابیات رسول (82)
مجله شیخان (121)
پرسش و پاسخ (12)
دیوان علامه اسماعیل (5)
سیمای بزرگان (32)
آلبوم عکس (146)
مشاهیر اهل سنت جنوب (23)
مقالات (470)
































نظرسنجی
نظرشما در مورد سایت؟ |

آمار بازدیدکنندگان
جستجو در سایت
![]()
|
![]() |



